( یاد امام زمان عجل الله تعالی فرجه )

او رانده شده از وطن است که خون پدر و نیاکانش بر زمین مانده. (الوتر الموتور)

۱۴ مطلب با موضوع «داستان های زیبا و مهدوی» ثبت شده است

داستانی از کتاب سیاحت غرب

برهوت و عالم برزخ

داستانی شنیدنی از سیاحت غرب درباره امام زمان سلام الله علیه

مرحوم نجفی قوچانی نویسنده‌ی سیاحت غرب که این کتاب را در خصوص سیر و سیاحت ارواح نیکوکاران و زشت‌کاران پس از مرگ، به شیوه‌ای جذاب و گیرا به رشته‌ی تحریر درآورده است در قسمتی از این کتاب با عنوان «در بیان دیداری از برهوت» می‌نویسد:

 قدم زنان به خیمه‌ای نزدیک شدیم که صاحبش مشغول اصلاح اسلحه‌ی خود بود و زمزمه داشت و می‌خواند:
منتظران را به لب آمد نفس / ای ز تو فریاد، به فریاد رس
و از خیمه‌‌ی دیگر زمزمه شنیدم:
ما همه موریم، سلیمان تو باش / ما همه جسمیم، بیا جان تو باش (بقیه داستان در ادامه مطلب)

ادامه مطلب ...
۲۵ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۰۶ ۱۹ نظر موافقین ۱۳ مخالفین ۰

غم شیعیان امام زمان را آزار می‌دهد

امام زمان غمخوار شیعیان

جریان سید حلّاوی و پیغام امام زمان برای او

در کتاب زیبای مجالس حضرت مهدی سلام الله علیه صفحه 109 داستانی آمده از شاعری به نام سید حلاوی که از رنج ها و غم های شیعیان به محضر امام زمان گلایه میکند و آن حضرت در پیغامی جانسوز جواب آن شاعر را میدهند : 


سید حلاوی یک قصیده شکواییه‌ای ساخت که در آن به امام زمان عجل‌الله‌فرجه شکایت‌ها داشت، با این مضمون:
یابن العسکری کجا هستید؟ شیعیان شما را آزار می‌کنند. فلان دسته از شیعیانت گرفتار شده‌اند و دچار رنج و شکنج و بلا و محنت هستند. در این اشعار بلاهای که بر شیعیان مختلف رخ داده است به نظم کشیده شده است.
این اشعار را این طرف و آن طرف در دو سه جلسه خوانده بود. یکی دو نفر از اوتاد (اشخاصی که عموما در کنار حضرت مهدی در حال خدمت گذاری هستند) نجف در عالم رؤیا به حضور مبارک حضرت بقیةالله سلام‌الله‌علیه شرفیاب شدند.
حضرت به آنها فرمودند: بروید به سید بگویید: سید! اینقدر دل من را مسوزان، اینقدر سینه مرا کباب مکن، اینقدر ناراحتی شیعه را به گوشم مرسان، من از شنیدن آن متاثر می شوم...
” لَیْسَ الْاَمْر بِیَدی “ سید! کار به دست من نیست، به دست خداست. دعا کنید خدا فرج مرا برساند تا شیعیانم را از این شکنجه‌ها نجات دهم.

______

پ.ن: قربان محبتت یا بقیة الله، قربان آقاییت ای پدر مهربان، ما فکر میکنیم که شما مشکلات و غم های ما را نمیبینید و راحت به زندگی خود در غیبت کبری به ادامه میدهید!!
خدایا! به سوز سینه امام حسین (ع)، به سوز سینه خواهر و دختران یتیمش، همین ساعت درد و غم و سختی های شیعه را با ظهور آن حضرت خاتمه عنات بفرما..!

 

۲۲ شهریور ۹۵ ، ۱۶:۰۵ ۳۰ نظر موافقین ۱۵ مخالفین ۰

شمیم جان بخش ظهور..

شمیم انتظار-تشرف در مسجد جمکران

شفای بیمار فلج در مسجد جمکران و توصیه آقا به ایشان

در این مجال دو داستان از کتب کرامات المهدی و شیفتگان حضرت مهدی (عج) که خود مولا بقیة الله امر به دعا برای تعجیل در امر ظهور ایشان را میفرمایند، را برای سروران عزیز نقل مینماییم:

ادامه مطلب ...
۱۸ شهریور ۹۵ ، ۲۰:۴۶ ۲۴ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰

تشرف جوان عاشق خدمت حضرت مهدی علیه السلام

گل نرگس و مسجد جمکران

شعله آتش عشق امام زمان دگرگون میکند...

در کتاب زیبای مجالس حضرت مهدی علیه السلام، راوی داستانی زیبا از تحول جوانی عاشق که در آخر خدمت امام زمان عجل الله تعالی فرجه تشرف حضور می یابد را بیان میکند.توجه شما سروران و عاشقان حضرت را به این داستان ناب جلب مینماییم:

ادامه مطلب ...
۱۶ شهریور ۹۵ ، ۱۶:۵۹ ۱۶ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰

ارزش خدمت به آستان مقدس حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه)

حضرت مهدی و گل نرگس

ارزش خدمت به آستان مقدّس امام زمان (علیه السلام)

یکی از علماء که عمر خود را در مسیر تبلیغ برای امام عصر(علیه السلام) سپری کرده است، می گوید:

من در طول عمر خود کارها و اشتغالات فراوان دینی داشته ام. بسیار درس خوانده ام و بسیار تدریس کرده ام.ریاضت های شرعی،عبادت ها،تهجّدها و بیداری های فراوان شبانه داشته ام.منبرهای زیاد رفته ام.مناظرات گوناگون با ارباب ادیان داشته ام.آثار قلمی دینی نگاشته ام.مطالعات فراوان در کتب مختلف نموده ام و...اما به هیچ یک از آنها برای لحظه ی مرگم دل نبسته ام و اعتماد و آرامش قلبی لازم را ندارم هرچند که همه و همه ی کارها خالص و مؤثّر دینی بوده است.
امّا آنچه که بدان دل بسته و مطمئن هستم،آن است که در طول عمرم حضرت مهدی(علیه السلام)را دوست داشته ام و توفیق خدمت به آن حضرت را یافته ام لذا امیدی قریب به یقین دارم که حضرت در هنگام مرگ با اشاره ای به ملک الموت مرا از این مهلکه سالم و سربلند می رهاند.

______

پ.ن: حقیر و دوستانی که به یاد آن محبوب انتشار دهنده مطلبی هستیم به همین عنایت و گوشه چشم آن نظر کیمیاگر محتاجیم. مولا نظری به حقّ مادرت زهرا(سلام الله علیها)

 

منبع: به نقل از آفاق انتظار، ص 23

۲۶ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۱۰ ۲۲ نظر موافقین ۱۸ مخالفین ۰

امام زمان (عجل الله تعالی فرجه)، مدار جهان هستی

امام زمان در دعای ندبه

امام زمان مدار دهر و باعث ثبات عالم اند!

در کتاب "سوگند به نور شب تاب" داستانی زیبا و مستند از عظمت مولای عالمیان حضرت صاحب الامر، امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) آورده شده که توجه عزیزان را به آن جلب میکنم:

از فرزند آخوند خراسانی نقل شده است که در نجف مادرمان بیمار شد و همه ی اطبا از معالجه او عاجز شدند. شنیدیم فردی به نجف آمده و از علوم غریبه(رمل و...) مطّلع است.
من و برادر بزرگترم به اتفاق نزد او رفتیم و نیتی کردیم، پس از لحظاتی گفت آنچه در نیت شما است زنی بیمار است که خوب شدنی نیست و تا چند روز دیگر از دنیا خواهد رفت و همین طور هم بود، ما مادرمان را در نظر گرفته بودیم و او هم پس از چند روز درگذشت.
آن گاه برادرم دوباره نیتی کرد و از آن مرد خواست که در این مورد نیز نظر خود را بگوید، آن مرد در فکر فرو رفت، رنگش تغییر کرد. مدتی حرف نزد و سرش پایین بود، سر انجام گفت عجیب است،کسی که تو در نیت داری الان در مشرق بود .ناگهان او را مغرب دیدم.دوباره در مشرق مشاهده نمودم او کسی است که می بینم گویا خورشید دور سرش می گردد و افلاک گرد او در دوَرانند.
برادرم وجود مقدّس حضرت صاحب الزّمان(علیه السلام)  را نیّت کرده بود.
آری این خاندان مدار دهرند. آسیای وجود بر محور هستی آنها می چرخد. سیر افلاک و گردش کُرات به برکت آنها و بر قطب وجود آنها استوار است و امروزه حضرت اباصالح المهدی (علیه السلام) مدار دهر است و چرخش چرخ هستی به طفیل وجود اوست.

_____

پ.ن: پدری مهربان و با عظمت که چرخش افلاک به اراده اوست را از خدا بخواهیم چیز کوچکی خواسته ایم؟!

۱۸ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۴۹ ۳۲ نظر موافقین ۱۷ مخالفین ۰

امام زمان ما را دوست دارد! | داستان کودک دبستانی

امام زمان همه شما را دوست دارد !

آن روز هم مثل روزهای دیگر خدا، با یاد او به سوی مدرسه حرکت کردم.
سه شنبه در کلاس دوّم، درس حرفه و فن داشتم. بعد از مدّتی که طول کشید تا بچّه ها وارد کلاس شوند، من نیز به دنبال ایشان وارد کلاس شدم. کلاس را با نام  حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دعای فرج آقا امام زمان(علیه السلام) شروع کردم. آخر زمانی که میخواهم درس را شروع کنم قبل از آن صلوات مخصوصه ی مادر سادات و دعای فرج را به همراه بچه ها می خوانم و این کار باعث شده تا همه حفظ شوند. نمی دانم چطور شد که پس از دعای فرج چند بیتی نیز از آقا امام زمان(علیه السلام) به ذهنم آمد و شروع کردم به خواندن. گوشه ی سمت راست کلاس در ردیف جلو یکی از بچّه ها به شدّت منقلب شده بود و گریه می کرد.
بعد از آن که دقایقی گذشت به سمت من آمد و گفت: آقا اجازه؟! می دانید که چرا این قدر گریه می کردم؟ گفتم: نه! گفت: آیا می خواهید برایتان بگویم؟ گفتم: بگو. گفت: آقا شما که داشتید می خواندید یک دفعه دیدم یک آقایی سبزپوش با صورتی پر از نور جلوی تخته ایستاده این طور فرمایش میکنند:

بگویید مهدی، بگویید مهدی(علیه السلام)... مهدی(علیه السلام) خوب است... مهدی(علیه السلام) شما را دوست دارد.
بعد در حالی که بغض گلویش را فشرده بود و نمی توانست خوب صحبت کند، گفت آقا اجازه! گمانم آقا امام زمان(علیه السلام) بودند. من او را در آغوش گرفتم و گفتم همین طور است خود ایشان بودند.

_____

پ.ن: آقا ما را دوست داری و منتظر مایی ! بر عکس شده، از زمین به آسمان میبارد. ما باید منتظرتان باشیم که ... نیستیم.
مولا جان خودت عاشقمان کن.

منبع:قاصدک های ظهور ، دکتر علی هراتیان

۱۲ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۵۲ ۲۵ نظر موافقین ۲۰ مخالفین ۰

غربت امام زمان در کلام مادر بزرگوارشان

شعر خانم حضرت زهرا سلام الله علیها در وصف غربت فرزند دلبندش

مرحوم علامه ی میرجهانی در کتاب شیفتگان حضرت مهدی(علیه السلام)، جلد اول این گونه می گوید:
در عالم رؤیا مادر مظلومه ام حضرت فاطمه ی صدیقه(علیها السلام) را دیدم و ایشان سه بیت شعر به فارسی خواندند. وقتی بیدار شدم فقط یک بیت را به یاد داشتم و آن بیت اینگونه است:

دلی شکسته تر از من در آن زمانه نبود * در این زمانه دل فرزند من شکسته تر است

______

پ.ن: ندیدم غریبی به تنهایی تو ، مولای تنهای من !

۱۰ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۰۵ ۱۴ نظر موافقین ۱۸ مخالفین ۰