(یادِ امام زمــان... )

او رانده شده از وطن است که خون پدر و نیاکانش بر زمین مانده. (الوتر الموتور)

۱۶ مطلب در مرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

زیباترین آرزو، بهترین دعا

زیباترین آرزو، بهترین دعا

دیگر در جهان، کودکان محروم لباس کهنه نخواهند پوشید!
دیگر در جهان، پدری شاهد گرسنگی فرزندانش نخواهد بود!
دیگر در جهان، پیرزنان و پیرمردان فقیر، تنها و در گوشه ی خلوت خویش نخواهند گریست و خانه های سالمندان برای همیشه تعطیل خواهد شد.!
دیگر در جهان، هیچ انسانی دست نیاز به سوی همنوع خویش دراز نخواهدکرد!
دیگر در جهان، تصویری از شکم های برجسته ی کودکان گرسنه ی آفریقا و استخوانهایی که از پوست به بیرون برجسته شده است توسط خبرگزاری ها مخابره نخواهد شد!
دیگر در جهان، زنان و کودکان مورد سوء استفاده و استثمار واقع نخواهند شد .
دیگر در جهان، در هیچ محکمه ای حق مظلومی پایمال نخواهد شد!
دیگر در جهان، زندگی در کارتون های کنار خیابان به افسانه تبدیل خواهد شد!
دیگر در جهان، مصرف قرص های ضدّ اضطراب و ضدّ افسردگی به فراموشی سپرده خواهد شد! دیگر در جهان، از جهل و نادانی، فقر و بی عدالتی، جنگ و تجاوز، جنایت و غارت، قتل و کشتار، اعتیاد، قرض، زندان، گرسنگی، آوارگی، حرص و بیماری خبری نخواهد بود!
و از همه زیباتر آن که گلبانگ«علی ولی الله» بر تمام مأذنه ها ی جهان طنین انداز خواهد شد و همه ی مردم با شوق و رغبت، خداوند را عبادت خواهند کرد.
پس بیائید همه با هم به منظور تحقق این زیباترین آرزو،برای تعجیل در فرج منجی عالم بشریت دست به دعا برداریم:

اللهم عجل لولیک الفـرج

۰۵ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۵۷ ۱۰ نظر موافقین ۱۱ مخالفین ۰

کسی که به امام زمانش ایمان ندارد کافر است !

هر عصری امام واجب الاطاعت و زنده دارد

شاعر اهل بیت«سیّد حِمیری» که شیعه بوده ولی از پیروان "کِیسانیه" بود یعنی بعد از حضرت امام حسین(علیه السلام)  به امامت برادر آن حضرت، محمد حنفیّه معتقد بود،با وجود همه ی اشعاری که در حقّ اهل بیت(علیهم السلام) داشت و مبارزه ی ادبی که با دشمنان آنان می نمود، خبر دار شد که امام صادق(علیه السلام)  او را کافر نامیده اند.
نزد آن حضرت آمده عرض کرد: آیا من با همه ی محبّتی که به شما داشته و بادشمنان شما مخالفت می نمایم کافرم؟ امام فرمودند:

وَ ما یَنفَعُکَ ذاکَ وَ اَنتَ کافِرٌ بِحُجَّت الدَّهرِ وَ الزَّمانِ.

در حالی که تو به امام زمانت ایمان نداری، اعتقادت به ولایت ائمّه ی قبل و محبّت تو به ما و دشمنی با دشمنان، برای تو سودی نخواهد بخشید .

ـــــــــــــــــــــــــــ

منبع: بحارالنوار ج 47، ص 320، ح 11/ به نقل از کتاب آثار اعتقاد به امام زمان(علیه السلام) ، دکتر هادی قندهاری،ص 64 

۰۴ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۴۹ ۶ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰

برای چه بعد از شنیدن نام "قائم آل محمّد(صلی الله علیه و آله)" ، باید از جا برخواست ؟!

قائم آل محمّد(صلی الله علیه و آله) واحترام به این اسم شریف

حتماً شما نیز هر وقت لقب مقدّس *قائم* که از القاب شریف حضرت ولیّ عصر است را می شنوید، از جا برخاسته و به نشانه ی ادب،احترام و تواضع دست بر سر نهاده و به آن بزرگوار سلام می کنید و به لطف خداوند این عرض ادب در میان ما به یک سنّت و سیره تبدیل گشته است.
سر منشأ این حرکت از آنجاست که امام هشتم(علیه السلام) را دیدند که در موقع ذکر *قائم* از جا برخاستند، دست برسر نهاده و فرمودند: خدایا فرجش را تعجیل فرما و قیامش را آسان گردان.

از امام صادق(علیه السلام) نیز پرسیدند: سبب برخاستن به هنگام ذکر لفظ*قائم* چیست؟ فرمودند: زیرا او را غیبتی طولانی است و  او از شدّت مهربانی خود نسبت به دوستانش هر کس که به این لقب از او یاد کند، به دیده ی عنایت می نگرد زیرا این لقب یادآور حکومت او و برانگیزاننده ی حسرت غربت اوست.

پس این برخاستن به احترام نگاه مهربانانه و کریمانه ی آن حجّت خداست.

ـــــــــــــــــــــــــــ

منبع: منتخب الاثر،ص 506 

۰۳ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۰۰ ۱ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰

داستان زیبای عنایت امام زمان به چند تن از زوّار جمکران

عنایت حضرت مهدی(علیه السلام) به عاشقان و زوّار جمکران

یکی از خدمتگذاران مسجد جمکران می گوید: در یکی از روزهایی که قصد تشرّف به مسجد جمکران را داشتم تنها بودم و مسافر دیگری نیز در مسیر نبود از این رو ماشین های کرایه و تاکسی مرا سوار نمی کردند تا اینکه بالأخره اتومبیلی جلوی پای من ترمز کرد. پس از سوار شدن و سلام و احوال پرسی از راننده سؤال کردم چرا با وجود اینکه مسافرانت تکمیل نیست مرا سوار کردی؟
گفت: حاج آقا تا نام جمکران را می شنوم زانوهایم سست می شود و قدرت نه گفتن را ندارم از آقا خجالت می کشم مسافرانش را به مسجد نرسانم. 
من که از حالت او تعجّب کرده بودم، پرسیدم مگر چه شده است؟ نذری داری؟ با حضرت عهد بسته ای؟ گفت: چندی پیش ساعت یک بعد از نیمه شب خانواده ای را دربست به جمکران آوردم.به خانه برگشتم ساعت حدود دو نیمه شب بود که خسته و کوفته خوابیدم.
در عالم خواب صدایم زدند و گفتند برخیز و به جمکران برو، کیف پول مسافرها زیر صندلی عقب ماشین افتاده است و الان در اضطراب و ناراحتی هستند.
از بستر برخاستم، زیر صندلی ماشین را جستجو کردم و کیف پول را پیدا کردم. خدای من! پانزده میلیون(چک پول) داخل آن بود. سراسیمه راهی جمکران شدم. مقابل درب شماره ی پنج یعنی همان جایی که مسافرهایم را پیاده کرده بودم ایستادم و آن خانواده را ندیدم.داخل مسجد رفتم. آنها را دیدم که غرق در غصّه و ناراحتی بودند. کیف را نشان دادم ،از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدند.
برایم یقین شد که هر کس به عشق صاحب الزّمان(علیه السلام) به این مسجد بیاید مورد عنایت و لطف حضرت قرار می گیرد و از آن موقع هرکس برای رفتن به جمکران جلوی ماشین مرا بگیرد بدون هیچ چشم داشتی و فقط برای امام زمان(علیه السلام) او را سوار می کنم.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منبع: قاصدک های ظهور / دکتر علی هراتیان

۰۲ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۱۳ ۳ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰
فعــلا نه